خرید بک لینک
سلام عشقم فکر کنم عادت کردم شبا قبل خواب بیام اینجا یه چی بنویسم بعد بخوابم دوس داشتم امروز رو ثبت کنم اینجا ... مثلا ظهر که برات عکس یه لباس عروس فرستادم بعدش حرفایی که زدیم تو گفتی دلت گرفت ... من اینور خودم داشتم گریه میکردم نمیدونم چرا یهو قلبم گرفت ... یه لحظه فکر کردم هیچوقت به آرزوهایی که با تو دارم نخواهم رسید بخوام راستشو بگم احساس کردم تو هیچوقت منو برا آیندت انتخاب نخواهی کرد :( من هیچوقت زن ِ خونه و زندگی ِ تو نخواهم شد :( قلبم گرفت بغض کردم :( ته دلم میدونم که تو اینجوری نیستی و اینجوری هم فکر نمیکنی میدونم و میبینم که تو چقد برا آینده ای که قر

برچسب: همیشه با همیم,همیشه باهمیم 25 باند,همیشه باهمیم از 25 باند,همیشه با همیم ایول ایول,همیشه با همیم 25band,دانلود همیشه با همیم,۲۵باند همیشه با همیم,همیشه با همیم 25,متن همیشه با همیم,همیشه با همیم ۲۵ باند, نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 16:38

امروز از صبح پریشون بودم پیام میدادم ، زنگ میزدم .... جواب نمیدادی دلشوره میگرفتم ... منتظر میموندم تا بلاخره بعد از ظهر حرف زدیم ... جوابمو دادی اما اگه بخوام راستشو بگم از یه حرفت دلم شکست ... بیشتر بغضم گرفت نمیدونم ولی یه لحظه احساس کردم منم توو زندگیت به اندازه ی همون کفشی هستم که پاتو بزنه دیگه نمیپوشیش :( مطمئنم که منظورت این نبوده و فقط میخواستی بفهمونی که اگه یه روزی به هر دلیلی احساس کنیم به درد هم نمیخوریم باید جدا شیم میدونم فقط میخوای این همه وابستگی منو کم کنی که یه وقتضربه ای نخورم اما واقعا اون حرف قلبمو شکوند ... خیلی غمگین بودم

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 7:59

امروز و امشبم رو دوس دارم

حالم خوبه ... بیشتر تر از روزهای قبل دوست دارم

مخصوصا که اون شکلکه رو میفرستی بیشتر عاااشقت میشم

همون جمله ی "مال خودمه" توو شکلک دیوونم میکنه

تو هم خوب بلدیا دلمو ببری پسرک دلبر :)

خدارو شکر ...

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 7:59

هووووم چرا من فکر میکردم خیلی خیلی وقته اینجارو نمیخونی ؟ بعد امشب که گفتم بهت ضایع شدم چووون عشق من میاد اینجارومیخونه خیلی هم بی خبر اصلا همینجور بی خبر خوندناتم دووووس دارم آقا خیلی دوس دارم این همه ارزشی که میذاری ... اینکه برات مهمه من چی مینویسم حس خوبی داره ... حس خوبی که اسمش عشقه عششششق بیشتر انگیزه میگیرم که برات بنویسم مطمئن باش من همیشه همه ی حرفامو اینجا برات مینویسم همیشه این وبلاگ هست ... امشب قبل خوابیدنت چققققد قربون صدقم رفتی چقد ناز نوزم کردی و من هی مثل گربه ها بیشتر تر لوس شدم دووووووووس دارم وقتی قربون صدقم میری .

برچسب: مگه چی میشه گلای منم,مگه چی میشه گلای منم کریمی,مگه میشه ماهیا تو خواب من,مگه چی میشه گلهای منم, نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 7:58

من چقد بیشورم که هیچوقت نمیفهمم داری باهام شوخی میکنی :( البته تو خیلی حرفه ای شوخی میکنی که من کاملا باورم میشه مخصوصا وقتی حرف از رفتن و تموم کردن میزنی دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم امشبم دقیقا اینجوری شد مثل قبلنا که تا مهسا میگفتی دلم میریخت امشبم همونجوری شد :( نمیدونم چرا حرف رفتنت منو به این حال میندازه ... حتی شوخی هم باشه من قلبم طاقت نمیاره یه لحظه مثل یه آدم ضعیف و بی پناه میشم که همه ی زورشو برا زنده موندن میزنه همه کاری میکنم ... التماس .. خواهش .. گریه ... زاری ... همه جور کولی بازی ای را میندازم کلی حرف میزنم که فقط برا اینکه نذارم بری ... اون لحظ

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 2:57

آخ آخ آخ من فدای یکی یکدونه ی حساسم بشم که به خاطر حرفم دلخور شده دیگه هیچوقت و هیچوقت همچین کلمه ای رو حتی به شوخی هم نمیگم بار اول و آخرم بود .... اصلا فکر نمیکردم که بیدار باشی و sms بارونم رو جواب بدی خدایی خیلی دلم گرفته بود فکر کردم خوابی همه حرفامو نوشتم فرستادم صبح بخونی اما خدارو شکر بیدار بودی تا حرف بزنیم و دیگه غصه نخورم دوووووووست دارما عشق ... خدایا شکرت مثل همیشه حواست بهمون باشه این روزا بیشتر حتی ... مرسی

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 1:27

سلام 22 سالگی ^____^* خوش اومدی ... لطفا خوب باش برامون شانس بیار سلامتی و خوشبختی و آرامش و برکت بیار برامون هم برا خودم هم برا 5 تا فرشته های زندگیم :) خیلی دوس داشتم امسال تولدم رو پیشم بودی اما قسمت نشد ... ایشالا تولد های بعدی کنار هم , توو آغوش هم

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 1:27

سلام جان باز مریض شدی تو :( کل زمستون فقط یه بار سرما خوردی ولی از وقتی تابستون اومده سه چهار بازی سرما خوردی خیلی شدید حتی دیروز زیر سرم هم رفتی :( بمیرم برا عشقم که اینقد زود زود مریض میشه اونقد هم دوریم از هم که نمیشه برات سوپ درست کنم بیارم بخوری :( منم که از ظهر دارم از دل درد به خودم میپیچم تو هم پیشم نیستی ناز نوزم کنی خوب شم این چه زندگی ِ آخه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ظهر چقد سنگین بیدار شدم .. تمام تنم درد میکرد انگار کتک خورده بودم شدیییییییید ماساژ لازم بودم تا حالم جا بیاد ... اما کو اونی که ماساژمون بده ؟؟؟ هعععععععععععی زندگی :(( دیروز برای اولین بار توو عم

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 1:27

میخواستم بخوابم اما شدییییید دلتنگت شدم هواتو کردم ، هوای بودنت رو ، هوای آغوشت رو ، دست های گرمت رو دلم برا خیلی چیزا تنگ شده .... دلم برا روز های زمستونی ِ پارسال تنگ شده همون روز های سردی که صبح به بهونه دانشگاه میومدم پیشت همیشه پشت در منتظرم بودی تا من بیام و بپرم بغلت چقد دوس داشتم چشم های خوابالوی پف پفی ِ اول صبحت رو چقد خوب بود وقتی بغلم میکردی و من یه ریز حرف میزدم یه بند ورجه وورجه میکردم و تو فقط نگام میکردی ، دست میکشیدی به موهام یادته چقد سعی میکردی ببوسی منو و منم شیطنتم گل میکرد و نمیذاشتم تا اینکه خیلی یهویی لباتو میذاشتی رو

برچسب: دلتنگی های شبانه,دلتنگي هاي شبانه,دلتنگی های شبانه ام,دلتنگی های شبانه ی من,وبلاگ دلتنگی های شبانه,متن دلتنگی های شبانه,اس ام اس دلتنگی های شبانه,شعر دلتنگی های شبانه,زمزمه های دلتنگی شبانه,پیام های دلتنگی شبانه, نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 1:27

کم کم میشه اومدن پاییز رو حس کرد هوای خنک ، بارونی که دیروز خیس کرد شهر رو ، تک و توک برگ های خشک شده من که دیروز عصر حسابی حالم خوب شد زیر بارون تازه چند تایی هم برگ خشک زیر پاهام افتاده بود و قشنگ پاییز رو لمس کردم .... خیلی هم دلتنگ شدم میدونی یاد روزی افتادم که اولین بار باهم رفتیم بیرون یه روز ِ بارونی ِ مهر ماهی دست توو دست هم قدم به قدم چقد ذوق داشتم اون روز کنارم راه میرفتی و هی زیر زیرکی نگات میکردم هوای دیروز دقیقا مثل همون روز بود همین باعث شد کلی دلتنگ شم دیشب قول دادی که همین زودی بیای پیشم و من میدونم که همیشه قولت ، قوله ... خوش قول خودمی

برچسب: بوی پاییز میاد,بوی پاییز می آید,بوی پاییز,بوی پاییز شعر,بوي پاييز,پاییز بوی باران,بوي پاييز مي آيد,بوی غریب پاییز,بوی غریب پاییز مسعود خادم,بوی فصل پاییز, نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 1:27

هووووف ترکیدم اونقد آهنگ دانلود کردم :(( دقیقا هفت ساعت بکوب داشتم آهنگ دانلود میکردم ولی ارزش داشت :) همه ی آهنگ هایی که سفارش داده بودی رو دانلود کردم بعد یه سری هم با سلیقه ی خودم دانلود کردم امیدوارم که خوشت بیاد کلی هم از آهنگ هایی که خودم داشتم گلچین کردم که همه رو گوش کنی لذت ببری اصلا بیینم از سلیقه ی موسیقی من خوشت میاد یا نه :)) حالا اینا میمونه پیشم تا هر وقت که خودت اومدی تحویل بگیری :)

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 1:27

بلاخره فردا همه ی دلتنگی ها و زجه ها و غر غر کردنام تموم میشه بعد از 4 ماه ... چقققققد زمان گذشته از آخرین باری که دیدمت برا همینه امشب اینقد ذوق دارم و دستپاچم دیگه تموم شد دلتنگی هام ... فردا میبینمت دستای گرمتو میگیرم ، نگاهت میکنم ... غرق میشم توو چشات کلی قربون صدقت میرم و از دلتنگی هام میگم هی زیر لب قربون صدقت میرم جز خودم و خودت کسی نشنوه خیلی کارا خواهم کرد تا دلم آروم بگیره .... خیلی خووووشحالم و حالم خوبه خدایا شکرت :)

برچسب: وعده ی دیدار,وعده ی دیدار نزدیک است,وعده ی دیدار 0111,وعده ی دیدار توی خوابو بیدار,وعده ی دیدار ما فصل انگور,وعده ی دیدار گروه 0111,آهنگ وعده ی دیدار 0111,شعر وعده ی دیدار,دانلود اهنگ وعده ی دیدار 0111,دانلود اهنگ وعده ی دیدار, نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 1:27

دیروز ظهر وعده ی دیدارمون رسید وقتی از دور دیدمت کلی ذوق داشتم بعد ماه ها بلاخره میدیدمت چقد هم تو جذاب و خوشتیپ شدی قند توو دلم آب شد وقتی دیدمت تازه فهمیدم چقد دلتنگت بودم و چقد زمان گذشته از آخرین دیدارمون تازه بیشتر تر به عمق فاجعه پی بردم :)) دیروزم که من رو مود شیطنت بودم و موقع ناهار خوردن کلی شیطونی کردم دقیقا من مثل یه بچه ی تخسه شیطون بودم و تو هم در نقش بابایی صبور بعدش هم دست توو دست خیابونارو قدم زدیم و هی من نگات میکردم و میگفتم دلم برات یه ذره شده بود هی تو نگام میکردی ومیگفتی دلت برام یه ذره شده بود اوووووف عجب خرید هایی هم کرده بو

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 1:27

چرا امشب اینقد دلتنگتم یهویی وسط حرفامون عجیبدلم گرفت ... دلتنگ شدم دلم تورو خواست که الان کنارم باشی ...توو همین رختخواب کنارم باشی چقد دیوونه وار دلم میخواد امشب بودی وبغلت میکردم تا صبح توو آغوشت میخوابیدم و با همه ی وجودم احساس خوشبختی میکردم ... پس کی قراره تو همیشه کنارم باشی ؟؟؟ کی قراره شب ها کنار تو ، توو آغوش تو به خواب برم ؟؟؟ تا کی من این همه حسرت و دلتنگی و دور بودن هارو تحمل کنم ؟؟؟ دلم وحشیانه تورو میخواد همین امشب همین الان که یه بند دارم از حسرت و دلتنگی اشک میریزم اما نیستی .... من اینجام و تو یه شهر دیگه :(

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 1:27

صفحه بندی